حسين قرچانلو
424
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
تسليم كردند . قصريانه براى سه سال ديگر در دست مسلمانان بود ، تا سرانجام در 484 ق / 1091 م فرنگان آن شهر را نيز تصرف كردند و رجار تمام جزيره ( صقلّيّه ) را مالك شد و روم و فرنگ و مسلمان در آن سكونت كردند و هيچيك از آنان نه گرمابه و نه مغازه و نه آسيابى را ترك نكردند . « 1 » تسلط نورمانهاى مسيحى بر سيسيل پايان حكومت مسلمانان در اين جزيره است . بعد از اين صقلّيّه ديگر در زمرهء ممالك اسلامى نيست و اگر جغرافيادانانى مانند ادريسى ، ياقوت و ابو الفداء از آن سخن مىگويند ، به عنوان سرزمينى خارج از محدودهء اسلام است . اما به لحاظ مقايسهء اوضاع اين جزيره در دوران اسلامى و مقايسهء آن با دوران تسلط نورمانها و مسيحيان لازم است به سخنان ادريس اشاره كنيم ؛ وى همزمان با دولت رجار « دوّم » پادشاه نورمان در صقلّيّه بوده و رياست جغرافيادانان دربار او را بر عهده داشته است . او مىنويسد : صقلّيّه تنها جزيرهء بزرگ آن زمان است و پاكيزهترين شهرها در آن است ، هم كسانى كه از ساير نقاط جهان به آنجا آمدهاند و هم آنها كه ميان شهرهاى آن رفتوآمد دارند ، به فضل و شرف آن اعتراف كردهاند . . . در 453 ق / 1061 م رجار آن را گشود و دائم بر سر ياغيان و سركشان آنجا مىتاخت تا مدت سى سال همهء آنجا را گرفت و پايتخت خود را در آنجا قرار داد و مردم را در دين خود آزاد گذاشت و بعد از مدتى در 494 ق / 1100 - 1101 م در ناحيهء قلّوريّه در قلعهء مليطو مرد و در آنجا مدفون شد و جاى او را پسرش رجار دوم گرفت و بساط عدل گسترد و همهء شاهان را به اطاعت درآورد . ادريسى مىافزايد كه محاسن اين جزيره فراوان است و اگر بخواهيم همه را بگوييم كار به درازا مىكشد ؛ بنابراين مجملى دربارهء صقليه را بازگو مىكنيم . اين جزيره به هنگام نوشتن اين كتاب ( الرجارى ) حدود صد و سى شهر و قلعه داشته است كه در آنها خانهها و بقاع و اماكن فراوان بوده است . « 2 » ابن جبير سياح اندلسى در سفر به مشرق از راه دريا به صقلّيّه آمده و در وصف بعضى از شهرهاى آن مانند مسينا و پالرمو سخن گفته و دربارهء آتشفشان سيسيل مىنويسد : كوه بلندى است كه به كوه آتش
--> ( 1 ) . الكامل ؛ ج 10 ، ص 198 . ( 2 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 2 ، ص 588 - 590 .